مریم قسم به هر چه بخواهي قسم به تو
دنياي من تويي كه فقط مي دهم به تو
ديگر سكوت و شعر و خيابان بهانه است
در خويش مي زنم قدم ومي رسم به تو
تا روسري آبي تو آسمانم است
ابر بهار مي شوم و مي وزم به تو
هر شب بهانه ام كه كسي زنگ مي زند
صبرم تمام شد تلفن مي زنم به تو
مریم سلام دختر خوب خدا سلام
اين را بلند گفته ام و در دلم به تو
يك شعر مانده ازمن واین شعر ناتمام
تقديم مي كنم همه را روي هم به تو

بر باد داد...
ای بهار رویا آرزویت میکنم
یک بغل شعر و غزل ها را فدای گفتگویت میکنم
سبز در رویایم امشب گر شوی
ای صبح جان
با دل رنجیده خود روبرویت میکنم
لایقت شاید نباشد
لیک یک شب عاقبت
آبرویم را فدای آبرویت میکنم...
مریم