
زرد بودم زمان/ و تنها بود, سالها کودکی شبیه غم
می دوید و سیاه میرقصید, پسرم جمع کن حواست هم...
داشت از روی بام می افتاد, توی حوض حیاط(ت) تنهایی!
در سرش نقشه های خوبی داشت, شب و روز و زمان همش ماتم!
یک نفر بودم آن...چه زود گذشت, لحظه ها مثل عقرب ساعت
توی/ باران خیس و طولانی, می خورد روی گونه ام نم نم!
وای!!! انگار روح مرده من, باز آتش گرفت از آتش
و دوباره تحجر بی رحم, هیزم خشک ریخت روی هم-
-که صدایم نمی رود بالا, گُر گرفتم چه آتش گرمی
بعد از آتش دوباره زنده شدم!, مثل یک سایه توی یک باغم-
-سبز هستیم باغ زیبایی است, با تو اینجا شبیه یک رویام!
چشم تو پنجره در و دیوار, میدود توی ذهن من در هم!
***
زیر بالش موبایل می لرزد, می پرم تند از سر جایم
خوب می دیدم و هنوز شب است, باز شد گوشی ام الو... مریم!؟